تبليغاتX
:: شرح عاشقی :: 



چندی پیش در رقابت های داغ اتنخاباتی نام خیلی از شهدا برده شد شهید کشوری ،شهید شیرودی ،شهید رجائی،شهید باکری وخیلی از شهدای بزرگواری که نام اونها برده شد فقط برای  جمع کردن تعدای رای من در این زمان  جا دارد که گله ایی داشته باشم از خانواده های شهدا که  اگر کسانی هستند که می خواهند از نام شهدا استفاده کرده  تا برای خود در ورطه ی سیاست دوروی خود صاحب منصبی شده شما نباید اجازه این کار را به آنها بدهید یا حداقل هیزم به آتش آنها نگذارید در این انتخابات اخیر چیزی که بیشتر از همه من را آزار می داد استفاده از نام شهدا برای جمع آوری تعدادی رای بود ای کسانی که دم از همت باکری کشوری و... می زنید آیا برای یکبار هم شده که وصیت نامه این شهدا را خوانده اید ؟ یاد وصیت نامه پر از خلوص شهید باکری می افتم:

  (( وصیتنامه سردار سرلشکر پاسدار شهید مهندس مهدی باکری ))

بسم الله الرحمن الرحیم

یا الله یا محمد یا علی یا فاطمه یا حسن یا حسین
 یا علی یا محمد یا جعفر ، یا موسی ، یا علی یا محمد

 یا علی یا حسن یا مهدی (عج)

 و تو ای ولی مان یا روح الله و شما ای پیروان صادق شهیدان
  خدایا چگونه وصیتنامه بنویسم در حالیکه سراپا گناه و معصیت و سراپا تقصیر و نافرمانیم ، گرچه از رحمت و بخشش تو نا امید نیستم ولی ترسم از این است که نیامرزیده از دنیا بروم می ترسم رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم . یا رب العفو . خدایا نمیرم در حالیکه از ما راضی نباشی ای وای که سیه روی خواهم بود . خدایا چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی هیهات نفهمیدم . خون باید میشدی و در رگهایم جریان می یافتی ، ... و سلولهایم یا رب یا رب می گفت . یا ابا عبدالله شفاعت ، آه چقدر لذت بخش است انسان آماده باشد برای دیدار ربش ولی چه کنم تهیدستم، خدایا قبولم کن ، سلام بر روح خدا نجات دهنده ما از عصر حاضر ، عصر ظلم و ستم ، عصر کفر و الحاد ، عصر مظلومیت اسلام و پیروان واقعیش، عزیزانم اگر شبانه روز شکرگزار خدا باشیم که سرباز راستین و صادق این نعمت شویم خطر وسوسه درونی و دنیا فریبی را شناخته و حذر باشیم که صدق نیت و خلوص در عمل تنها چاره‌ساز ماست، ای عاشقان ابا عبدالله بایستی شهادت را در آغوش گرفت ، و گونه ها بایستی از حرارت و شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند . بایستی محتوای فرامین امام را درک و عمل نمائیم تا بلکه قدری از تکلیف خود را در شکرگزاری بجا آورده باشیم .

  وصیت به مادر و خواهر و برادرانم و اهل فامیل ، بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست ، همیشه بیاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل کنید ، پشتیبان و از ته قلب مقلد امام باشید ، اهمیت زیادی به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا بدهید که راه سعادت و توشه آخرت است .

  همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید ، و رسالت آنها را در رسالت خود بدانیم و فرزندان خود را نیز همانگونه تربیت دهید که سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح وارث حضرت ابوالفضل برای اسلام به بار آیند . از همه کسانی که از من رنجیده اند و حقی بر گردن من دارند طلب بخشش دارم و امیدوارم خداوند مرا با گناهان بسیار بیامرزد .

خدایا مرا پاکیزه بپذیر .
مهدی باکری
 

 
 

+نوشته شده درسه شنبه دوم تیر 1388ساعت5 توسط غلام عباس پشیمان|

« شهیدان را شهیدان می شناسند » شهید امیر سپهبد علی صیاد شیرازی پس از پایان دفاع مقدس تلاش زیادی کرد تا خاطرات این حماسه جاودانه شود ، در این راستا جلساتی را به مسجد مهدیه واقع در خیابان شهیدان دیباجی ( شمیران ) اختصاص داده بود در یکی از این جلسات که خاطراتش را بیان می کرد ، خاطره ای در خصوص شهید خلبان احمد کشوری بیان کرد که بسیار جالب و شنیدنی است ، او مثل همیشه پس از خواندن دعای فرج و مقدماتی که لازم بود و خلاصه ای از خاطرات گذشته گفت : ... در کردستان درگیری شدیدی بین ما و ضد انقلاب شامل کومله و دمکرات بوقوع پیوست و من از هوانیروز درخواست کمک کردم ، دو خلبان که همیشه داوطلب دفاع بودند یعنی شهیدان کشوری و شیرودی لبیک گفته و لحظاتی بعد بالای سر ما بودند که به آنها گفتم کجا را زیر آتش خود بگیرند ، پس از آنکه مهمات هلی کوپتر ها تمام شد متوجه شدم که شهید کشوری علی رغم کمبود سوخت منطقه را ترک نکرده است وقتی با او تماس گرفتم گفت من باید کارم را به اتمام برسانم ، لحظاتی بعد با دوربین دیدم که شهید کشوری خود را به جاده ای رساند که یک ماشین جیپ سیمرغ پر از عناصر ضد انقلاب از آنجا در حال فرار بودند ، هلی کوپتر را به آن خودرو نزدیک کرد و آنقدر پایین رفت که با اسکیت هلی کوپتر به آنها کوبید و همه این جنایتکاران به دره سقوط کردند ، پس از آن طی تماس به او گفتم با توجه به تاخیری که کردی سوخت هلی کوپتر برای آنکه خود را به قرارگاه برسانی کافی نیست و همینجا فرود بیا ، او گفت هلی کوپتر م را هدف قرار می دهند و با اینکه چراغ هشدار دهنده سوخت هلی کوپتر روشن شده و به هیچ وجه خطا نمی کند ، شهید کشوری گفت با ذکر یا زهرا ( س ) خود را به قرارگاه می رسانم ، ساعتی بعد در حالیکه ناامیدانه با قرارگاه تماس گرفتم تا سراغ احمد کشوری را بگیرم گفتند او به سلامت و با ذکر یا زهرا ( س ) در حالیکه هلی کوپترش هیچ سوختی نداشته به قرارگاه رسیده است . شهید خلبان احمد کشوری - فرزند غلامحسین ولادت – 1332 – استان مازندران روستای کیاکلا شهادت – 15/9/1359 مزار شهید – تهران گلزار شهدای بهشت زهرا ( س ) قطعه 24 ردیف 81 شماره 5

+نوشته شده درشنبه سی ام خرداد 1388ساعت20 توسط غلام عباس پشیمان|

 

برادری از گروه تفحص نقل می کند: 

مدتی پیش با برادران تفحص لشگر هفده محمد رسول الله در محور فکه مشغول تجسس پیکر های مطهر شهدا بودیم در حد فاصل یک کانال پیکر شهیدی را کشف کردیم که معلوم بود از رزمندگان گردان حنظله بوده است ...در لابه لای لباس های شهید به دفتر چه یاداشتی برخوردیم که نوشته های آن مربوط به همان دوران بود. درآخرین برگ از آن دفترچه  نوشته شده بود امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم، آب را جیره بندی کرده ایم، نان را جیره بندی کرده ایم...عطش همه را هلاک کرده ،همه را جز شهدا را که حالا کنار هم در انتهای کانال خوابیده اند،دیگر شهدا تشنه نیستند ،فدای لب تشنه ات  ای پسر فاطمه(س)


ادامه مطلب
+نوشته شده درپنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت0 توسط غلام عباس پشیمان|

 

  

                                               

                                             

در اين سخنراني‌هاي ما هم گاهي حرف‌هاي خوبي در گوشه و كنار هست. منتها غالبا دقت نمي‌شود و همين‌طور ناپديد مي‌گردد.

مقام معظم رهبري، هفتم ارديبهشت 1377

  

                                                   غم پنهاني

 

  سرخوش زسبوي غم پنهاني خويشم                     چون زلف تو سرگم پريشاني خويشم

  در بزم وصال تو نگويم كم وبيش                             چون آيينه خو كرده به حيراني خويشم

 لب باز نكردم به خروشي وفغاني                            من محرم راز دل طوفاني خويشم

 يك چند پشيمان شدم از رندي ومستي                   عمري است پشيمان ز پشيماني خويشم

 از شوق شكر خند لبش جان نسپردم                      شرمنده جانان زگران جاني خويشم

 بشكسته تر از خويش نديدم به همه عمر                 افسرده دل از خويشم و زنداني خويشم

  هر چند  امين بسته به دنيا نيم اما                         دلبسته ياران خراساني خويشم

 

سروده اي از  آيت الله خامنه ايي

 

+نوشته شده دریکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت14 توسط غلام عباس پشیمان|

خدايا مي‌داني چه مي‌كشم، پنداري چون شمع ذوب مي‌شوم. ما از مردن نمي‌هراسيم، اما مي‌ترسيم بعد از ما ايمان را سر ببرند و اگر بسوزيم، روشنايي مي‌رود و جاي خود را دوباره به شب مي‌سپارد. پس چه بايد كرد؟ از يك سو بايد بمانيم تا شهيد آينده شويم و از ديگر سو بايد شهيد شويم تا آينده بماند. هم بايد امروز شهيد شويم تا فردا بماند و هم بايد بمانيم تا فردا شهيد شويم.

عجب دردي! چه مي‌شد  امروز شهيد مي‌شديم و فردا زنده مي‌شديم تا دوباره شهيد شويم؟!

شهيد كاظم لطيفي‌زاده

 

تاريخ مرا در محك امتحان قرار داده است. مي‌خواهد فداكاري مرا بسنجد. مي‌خواهد شجاعت مرا بيازمايد. اكنون پرچم خدايي به دست من سپرده شده است تا با طاغوت‌ها بجنگم و مبارزه من فقط با شهادت و فدكاري امكان‌پذير است.

خدايا! تو را شكر مي‌كنم كه با فقر آشنايم كردي تا رنج‌ گرسنگان را بفهمم و فشار دروني نيازمندان را درك كنم.

خدايا! هدايتم كن؛ زيرا مي‌دانم كه گمراهي چه بلاي خطرناكي است.

خدايا! هدايتم كن كه ظلم نكنم؛ زيرا مي‌دانم ظلم چه گناه نابخشودني است.

خدايا! نگذار دروغ بگويم؛ زيرا دروغ ظلم كثيفي است.

خدايا! محتاجم مكن كه تهمت به كسي بزنم؛ زيرا تهمت، خيانت ظالمانه‌اي است.

خدايا! ارشادم كن كه بي‌انصافي نكنم؛ زيرا كسي كه انصاف ندارد، شرف ندارد.

خدايا! راهنمايم باش تا حق كسي را ضايع نكنم كه بي‌احترامي به يك انسان، همانا كفر خداي بزرگ است.

خسته شده‌ام،‌ پير شده‌ام، دل‌شكسته‌ام. نااميدم، ديگر آرزويي ندارم و احساس مي‌كنم كه اين دنيا ديگر جاي من نيست. با همه وداع مي‌كنم و مي‌خواهم فقط با خداي خود تنها باشم.

شهيد دكتر مصطفي چمران

آخرين مناجات شهيد خلبان، عباس بابايي

جمعه 15 مردادماه 1366 ـ عيد قربان ـ كابين جنگنده:

 

ـ خدايا، تو شاهدي كه هر كاري مي‌كنم، تنها براي تو و سرافرازي مسلمين است.

ـ پرواز كن، پرواز كن، امروز روز امتحان بزرگ اسماعيل است.

و چند لحظه بعد از يك حماسه:

ـ مُسلم سلامت مي‌كند يا حسين!

و آخرين كلام:

ـ اللهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك.

 

 

ـ خدايا!

تو خود گفتي هر كه عاشق من باشد، عاشقش خواهم بود

و هر كه را عاشق باشم شهيدش خواهم كرد

و خون‌بهاي شهادتش را نيز خود خواهم پرداخت.

ـ خدايا!

من عاشق توام!

شهيد ابوالقاسم تقديري

 

+نوشته شده درشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت23 توسط غلام عباس پشیمان|

 

خدا رحمتش كند حسين خرازي را. اگر حضرت امام(ره) صحبتي كرده بودند و در روزنامه‌ها منعكس شده بود، آن بخش را از روزنامه جدا مي‌كرد و سنگر به سنگر به رزمنده‌ها نشان مي‌داد و مي‌گفت: بياييد، در تحليل مسائل از خودتان چيزي نبافيد و تابع نظرات امام باشيد؛ چرا كه سخن رهبر و ولي فقيه براي ما حجت است.

 اساساً ولي فقيه بايد محور جامعه باشد تا سعادت و صلاح به ارمغان بيايد، و گرنه رهبري كه تحليل‌ها و رهنمودهايش مورد توجه قرار نگيرد و به عرصه عمل در نيايد با ساير افراد جامعه چه تفاوتي دارد!؟

كم نيستند حزب اللهي‌هايي كه در گوشه و كنار در حال انجام انواع فعاليت‌هاي اجتماعي‌اند، امّا متأسفانه حقيقت آن است كه تعيين اولويت‌هاي كاري براي حركت اين عزيزان خودساخته و خود نوشته است؛ لذا مي‌بينيم اگر امروز رهبري مسئله مبارزه بي امان با فقر و فساد و تبعيض را مطرح مي‌كنند شايد بتوان اميدوار بود كه اولين توجهات مردم يا مسئولان نسبت به آن چند سال بعد آغاز شود، تا چه رسد به تلاش براي عملياتي و محقق كردن هر چه زودتر آن رهنمودها تا گام بعدي نيز توسط ايشان مطرح گردد و مسير جامعه همواره سوي رشد باشد، نه در جا زدن يا حتي ارتجاع!

در باب شهداي ما و رابطه محكم آنها با ولي فقيه همين نشانه كافي است كه بيش از 95 درصد آنها در وصيت‌نامه‌هايشان عنوان امام و ولايت فقيه و دعوت مردم به تبعيت از ايشان را آورده‌اند و اگر وصيت‌نامه شهدا چراغ راه ما هستند، حجت تمام است.

پله اول كار در اين مسير هم افق شدن با رهبري است. يعني با مرور مباني فكري، رفتارها و سخنان ايشان نوعي نزديكي و قرابت ذهني ميان نگاه ما و ايشان به موضوعات ايجاد شود و آنگاه زمان تلاش عملي براي تحقق رهنمودهاي اولويت‌هاي مد نظر ولي فقيه است، وگرنه بسيار شاهد بوده‌ايم كه با نام پيروي از رهبري و به خاطر همين اختلاف و فاصله فكري آنچه در عمل بروز يافته با آنچه از كلام رهبري برداشت مي‌شود فاصله داشته و دارد. از همين روست كه در سيره شهداي ما توجه به سخنان و رفتارهاي ولي فقيه جايگاهي ويژه داشته است.

همسر شهيد مهدي باكري مي‌گفت: مهدي شيفته امام بود. به من تكليف كرده بود كه سخنان امام را ضبط كنم يا اگر نتوانستم، روزنامه‌اش را بخرم. سخنان كوتاه امام را مي‌نوشت و به ديوار مي‌آويخت و مي‌گفت: سخنان امام الهام گرفته از آيات الهي است، بايد جلوي چشمانمان باشد تا آنها را ببينيم و از ياد نبريم.

آري، كم نيستند كساني كه در عين ارتباط با قرآن و اهل بيت(ع) هيچ نسبتي با اولويت‌هاي اساسي كشور ندارند و نسبت به مباحث مهم مطرح شده از سوي رهبري بي‌توجه‌اند. ولي فقيه مفسر صحيح اسلام نابي است كه ريشه در آيات و روايت دارد و هر بند و هر جمله‌اش به بخشي از متون ديني قابل استناد است. هر فرد براي تقويت مباني فكري خود نبايد از ارتباط مداوم با متون ديني غافل شود، امّا در عرصه عمل اجتماعي آن چيزي مي‌تواند ملاك حركت باشد كه مبتني بر تحليل جامعه از شرايط داخلي و خارجي و باورهاي ما باشد كه ولي فقيه داراي آن است و البته دستيابي به اين ديدگاه چنانچه ذكر شد ممكن و شدني است.

آري! اين جبهه و جهاد را فرمانده‌اي است كه گراها را و برنامه عمليات‌ها را اگر او مشخص كند احتمال پيروزي بسيار زياد است و اگر هر نيرويي بنا بر سليقه و خواست شخصي خود عمل كرد، واويلاست! مربي فوتبال اگر تاكتيك‌ها و برنامه‌هايش براي تيم، اجرا شد مي‌توان نتيجه تيم را از او خواست، اما اگر نشد...

بچه‌هاي جنگ ديروز براي امام تب مي‌كردند. با پيام امام نيرو مي‌گرفتند و تا پاي جان براي او تلاش مي‌كردند، بچه‌هاي جنگ امروز هم اگر ولايي باشند بايد اين‌گونه باشند. يا علي

+نوشته شده درشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت23 توسط غلام عباس پشیمان|

به گزارش خبرنگار پايگاه اطلاع رساني حج در مدينه منوره، بلوك هاي پلاستيكي قرمز رنگي كه از عصر روز سه شنبه۷/۲/۸۸ مانع ديد قبور شريف ائمه اطهار(ع) شده بود امروز برچيده شده است و زائرين مي توانند از محدوده اي كه تعيين شده است قبور متبرك را مشاهده كنند.

نصب اين موانع اعتراض های شدید زائران شیعه و سنی کشورهای مختلف را درپی داشت و مسوول نمایندگی بعثه مقام معظم رهبري در عربستان با انتقاد از اقدام ماموران سعودي‌ تاكيد كرده بود: اين اقدام بي سابقه توسط ماموران سعودي هيچ گونه توجيهي ندارد و با توجه به اقدامات و نظارت خوب بعثه مقام معظم رهبري، ستاد عمليات عمره و دفتر نمايندگي حج زيارت در عربستان، وضعيت حضور زائران ايراني در قبرستان بقيع بسيار مطلوب بوده و هيچ گونه مشكلي كه دلال بر اين تصميم غير منتظره ماموران سعودي شود،  وجود نداشته است



رييس سازمان حج و زيارت جمهوري اسلامي ايران نيز در اين زمينه اعلام كرده بود:‌از زماني كه ماموران سعودي تصميم به چنين اقدامي گرفتند، سفارت جمهوري اسلامي ايران در رياض و ديگر مسوولان ايراني كه در عربستان مستقر هستند با مسولان سعودي در همه سطوح رايزني هاي خود را آغاز كرده اند.

مديرکل روابط عمومي سازمان حج و زيارت كشورمان در موضع گيري ديگري از مذاکره و پيگيري نماينده سازمان حج و زيارت و کنسولگري ايران در عربستان با ماموران مدينه منوره در باره دلايل پوشاندن قبور بقيع از ديد زائران عمره مفرده خبرداده و نصب ديوارهاي پلاستيکي به منظور رويت نکردن قبور بقيع را اقدامي غيرقابل قبول دانسته بود.
گفتني است، پيکر مطهر امام حسن مجتبي، امام سجاد، امام محمدباقر،امام جعفر صادق (عليهم السلام) به همراه فاطمه بنت اسد مادر وام البنين همسر اميرالمومنين(ع) در اين قبرستان مدفون است و حدود 814 هزار ايراني كه امسال به سفر عمره اعزام مي شوند به همراه زائران سني و شيعه ساير كشورها از مشتاقان زيارت اين قبور مطهر هستند.

+نوشته شده درپنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت14 توسط غلام عباس پشیمان|

 

 

استحباب بستن دستها در نماز میان اهل سنت شهرت دارد و تنها مذهب مالکی است که به استحباب فتوا نداده است..


ادامه مطلب
+نوشته شده درپنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت14 توسط غلام عباس پشیمان|


بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون

جنايت هولناك رژيم صهيونيستی در غزه و قتل‌عام صدها مرد و زن و كودك مظلوم، بار ديگر چهره‌ی خونخوار گرگ‌های صهيونيست را از پشت پرده‌ی تزويرِ سال‌های اخير بيرون آورد و خطر حضور اين كافر حربی را در قلب سرزمين‌های امت اسلام، به غافلان و مسامحه‌كاران گوشزد كرد.

مصيبت اين حادثه‌ی هولناك برای هر مسلمان بلكه برای هر انسان با وِجدان و با شرف در هر نقطه‌ی جهان بسی گران و كوبنده است، ولی مصيبت بزرگتر سكوت تشويق‌آميز برخی دولت‌های عربی و مدّعی مسلمانی است. چه مصيبتی از اين بالاتر كه دولت‌های مسلمان كه بايد در برابر رژيم غاصب و كافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمايت می‌كردند، رفتاری پيشه كنند كه مقامات جنايتكار صهيونيست، گستاخانه آن‌ها را هماهنگ و موافق با اين فاجعه‌آفريني بزرگ معرفی كنند؟

سران اين كشورها چه جوابی در برابر رسول‌الله صلی‌الله‌عليه‌و‌آله خواهند داشت؟ چه جوابی به ملت‌های خود كه يقيناً عزادار اين فاجعه‌اند خواهند داد؟ به يقين امروز دل مردم مصر و اردن و ساير كشورهای اسلامی از اين كشتار، پس از آن محاصره‌ی طولانی غذايی و دارويی لبالب از خون است.

دولت جنايتكار بوش در واپسين روزهای حكمرانی ننگين خود با همدستی در اين جنايت بزرگ، رژيم آمريكا را بيش از پيش روسياه كرد و پرونده‌ی جرايم خود را به عنوان جنايتكار جنگی قطورتر ساخت. دولت‌های اروپايی با بی‌تفاوتی و شايد همراهی خود در اين فاجعه‌ی بزرگ،‌ يكبار ديگر دروغ بودن ادعاهای طرفداری از حقوق بشر را ثابت كردند و شركت خود در جبهه‌ی ضديت با اسلام و مسلمين را نشان دادند. اكنون سئوال من از علما و روحانيون جهان عرب و رؤسای ازهر مصر اين است كه آيا هنگام آن نرسيده است كه برای اسلام و مسلمين احساس خطر كنيد؟ آيا هنگام آن نرسيده است كه به واجب نهی از منكر و كلمةُ حقٍ عندَ امامٍ جائر عمل كنيد؟

آيا عرصه‌ی ديگری عريان‌تر از آنچه در غزه و فلسطين در جريان است در همدستی كفار حربی با منافقان امّت برای سركوب مسلمانان لازم است، تا شما احساس تكليف كنيد؟

سئوال من از رسانه‌ها و روشنفكران جهان اسلام و به ويژه جهان عرب آن است كه تا چه هنگام به مسئوليت رسانه‌يی و روشنفكری خود بی‌تفاوت خواهيد ماند؟ آيا سازمان‌های حقوق بشرِ رسوای غرب و شورای باصطلاح امنيت سازمان ملل بيش از اين هم ممكن است رسوا شوند؟

همه‌ی مجاهدان فلسطين و همه‌ی مؤمنان دنيای اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بی‌دفاع غزه‌اند و هر كس در اين دفاع‌ مشروع و مقدس كشته شود شهيد است و اميد آن خواهد داشت كه در صف شهدای بدر و اُحد در محضر رسول‌الله صلی‌الله‌عليه‌وآله‌ محشور شود.

سازمان كنفرانس اسلامی بايد در اين شرايط حساس به وظيفه‌ی تاريخی خود عمل كند و جبهه‌ی يكپارچه‌يی به دور از ملاحظه‌كاری و انفعال، در برابر رژيم صهيونيستی تشكيل دهد. بايد رژيم صهيونيستی به وسيله‌ی دولت‌های مسلمان مجازات شود. سران آن رژيم غاصب بايد به جرم اين جنايت و نيز محاصره‌ی طولانی مدّت، شخصاً محاكمه و مجازات شوند.

ملت‌های مسلمان می‌توانند با عزم راسخ خود اين مطالبات را تحقّق بخشند و وظيفه‌ی سياستمداران و علما و روشنفكران در اين برهه بسی سنگين‌تر از ديگران است.

اينجانب به مناسبت فاجعه‌ی غزه روز دوشنبه را عزای عمومی اعلام می‌كنم و مسئولان كشور را به ادای وظايف خود در اين حادثه‌ی غم‌انگيز فرا می‌خوانم.

وَ سَيعلَمُ ‌الذين ظَلَموا اَيّ مُنقلبٍ يَنقلبون.
سيّدعلی‌ خامنه‌ای
8/دی/1387
29/ذی‌الحجة‌الحرام/1429
+نوشته شده درپنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت13 توسط غلام عباس پشیمان|

مهدي موعود در انجيل:

اما چون پسر انسان در جلال خود با جميع ملائكه مقدس خود آيد، آنگاه بر كرسي جلال خود خواهد نشست . و جميع امت ها در حضور او جمع شوند و آنها را از همديگر جدا مي كنند، به قسمي كه شبان ميش ها را از بزها جدا مي كنند.

     آنگه پسر انسان را مي بينيد كه با قوّت و جلال عظيم بر ابرها مي آيد، در آن وقت فرشتگان خود را از جهات اربعه از انتهاي زمين تا به اقصاي فلك فراهم خواهد آورد.

و زمين هنوز شرمگين از نداشتن تنها سيصد و سيزده ياور.......

+نوشته شده درپنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت0 توسط غلام عباس پشیمان|

« ياايهاالذين امنو اطيعوالله و اطيعوالرسول و اولي الامرمنكم »

 تفسير اين آيه را همه مي دانيم.حتي بعضی ازمفسرین اهل سنت هم قبول دارند كه خداوند تبارك و تعالي امر ولايت را به جانشين برحق پيامبر(ص)، يعني "علي"(ع) تفويض فرمود.

اما دشمنان "ولايت" هماناني كه از دين فقط ظاهرش را فهميده بودند، كساني كه با خواندن دو ركعت نافله شب و دو روز گرفتن روزه مستحبي، خود راجلوتر از پيامبر(ص) درتفسيردين خدا پنداشتند، نــتنها از "علــي" اين مظهر آيه هاي الهي و نماد كامل صفات واسماء الهي ، اطاعت نكردند كه حتي حرمت در خانه اوودخت گرامي پيامبرخدا يعني "فـــاطمه"(س) سروربانوان دوجهان را شكستند و به حريم آل الله تجاوزكردند.

آنها كه سجده هاي طولانيشان فريبشان داد و در تمام عمر پي نفس و دنياي خويش رفته وحكومت صالح ترين انسان خدا را غصب كردند، تا جائيكه حتي وجود مبارك حضرت را هم برنتافتند وبيشرمانه ترين توطئه و تكان دهنده ترين جنايت تاريخ را مرتكب شدند و چنان نمودند كه پايه هاي عرش خدا به لرزه درآمد و نَفس قدسيان از"فزت و رب الكعبه" علـــي به شماره افتاد.

علي جــان  اگر ديروزفشار دردهاي كهنه قلبت، از زخم جماعت جاهل ظاهر دين، و حتي ياران بي وفايت، تو را بر آن داشت كه مظلومانه مرگ را از خدا طلب كني

اگر بغض و كينه دشمنان ولايت و رهبري ات تو را سالها با خون جگر خانه نشين كرد وهمسرت بانوي دوعالم "فاطمه مرضيه"سلام الله عليها- را در غم دلدار گريان نمود.واگر...

اما علي جــان امروز شيعيان تو قلبهاي به وسعت درياي خود را مامن محبت تو و خاندان نبوت كرده اند.بنگر كه به كوري چشم دشمنانت "پرچم ولايت" تو امروز بر سردر خانه هايمان به افتخاردر اهتزاز است و منتظريم تا دست توانمند فرزندت "مهدي موعود"ارواحنافداه-به اذن خداوند سبحان  پرچم جهاني "ولايت علوي ات" را در جهان برپادارد.

« سلام خدا برتويا علي روزيكه به دنيا آمدي، روزي كه به شهادت رسيدي و روزي كه برانگيخته خواهي شد.»

+نوشته شده درچهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت23 توسط غلام عباس پشیمان|

به جهنم نرفتن هنر نيست همت بلند داشته باشيد

پاي صحبت عالمان دين كه مي نشيني ، حتي زماني كه حرف هايشان برايت تكراري است، باز دلت تازه مي شود، جان مي گيرد و چقدر محتاجيم به اين تذكرها.

اين تذكر آسماني را با هم بخوانيم:

« انسان نباید خود را با افراد تبهکار و فاسق و منافق بسنجد و بگوید: الحمدلله خوشا به حال ما که در این راه آمدیم و به دام کفر و نفاق بیفتادیم. امام مجتبی علیه السلام می فرمایند: هرگز خود را با بدان و اهل دنیا نسنجید وگرنه ضرر کرده اید. خود را با شهدای کربلا و یاران پاک اباعبدلله الحسین علیه السلام بسنجید، با آنان که چهل سال با وضوی نماز عشای خود نماز صبح خواندند.

راه باز است و به مقام بلند رسیدن وقف کسی نیست، همت را باید بلند داشت. به ما آموخته اند که هر شب جمعه در دعاي كميل از خدا بخواهيم ما را به حدي برساند كه بالاتر از آن حدي نيست: « واقربهم منزلة منك و اخصهم زلفة لديك»

تنها همت ما اين نباشد كه به جهنم نرويم، خداوند در قيامت بسياري از افراد را نمي سوزاند، بچه ها ديوانه ها ، مستضعفاني كه دسترسي به معارف و احكام الهي نداشته اند به جهنم نمي روند، به جهنم نرفتن هنر نيست.

اميرمومنان عليه السلام از رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم نقل مي كند كه فرموده اند: « ان الله عزوجل يحب معالي الامور و يكره سفسافها » خداوند همت ها و فكرهاي بلند را دوست دارد و كارهاي پست و فرومايه را اكراه دارد. (بحار الانوار ج 47 ص

+نوشته شده درچهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت23 توسط غلام عباس پشیمان|

                                                                               « ولايت، قـلبي تپـنده »

 

براستي غدير خم چه ارزشي را براي ما انسان ها، به عنوان امت اسلامي، به ارمغان آورده است که نسبت به همه آن وقايع و رخدادهاي قبل از اسلام و بعد از بعثت پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم) افضل مي باشد؟

پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله وسلم) 23 سال کوشيدند؛ آنچنان که به فرموده ي خودشان هيچ نبي اي به اندازه ي ايشان اذيت نشده است.  با وجود آن که حضرت زکريا را ميان تنه ي خالي درخت گذاشتند و با درخت اره کردند، 950 سال نوح پيامبر را آزردند و خون به دلش کردند، حضرت موسي را از ديار خود بيرون نمودند، ابراهيم خليل الرحمان را در آتش انداختند و... ؛ ولي پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم) مي فرمايد هيچ کدام به اندازه ي من اذيت نشدند. مشقاتي که پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم) تحمل کرده اند با تمامي انبياء گذشته قابل مقايسه نيست. آنقدر پيامبر براي ابلاغ وحي زحمت مي کشيدند که خداوند مي فرمايد: "طه! ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه خود را به زحمت بيفكنى‏!"

يعني مي فرمايد چرا خودت را به مشقت مي اندازي؟  تو تنها ابلاغ کن : " پيامبر وظيفه‏اى جز رسانيدن پيام [الهى‏] ندارد؛ [و مسؤول اعمال شما نيست‏]."  و بيش از اين خودت را اذيت نکن.

با اين وجود قرآن در حجة الوداع و در واقعه ي غدير در مورد وصايت امام علي (عليه السلام) مي فرمايد: "اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است‏، كاملاً [به مردم‏] برسان‏! و اگر نكنى‏، رسالت او را انجام نداده‏اى‏!"

از نظر قرآن کريم، تمامي زحمات پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم) يک طرف و اعلام ولايت علي بن ابيطالب (عليه السلام)  يک طرف است. بايد دو کفه ي ترازو را در نظر بگيريم، اگر بيست و سه سال خون دل خوردن هاي پيامبر، ابلاغ پيامبر، جهاد پيامبر، و عبادت پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم)؛ در يک کفه ي ترازو قرار بگيرد و اعلام مقام ولايت اميرالمومنين (عليه السلام) در کفه ي ديگر؛ به نص صريح قرآن اين کفه بر همه ي آن کفه مي چربد و بلکه با زبان بي زباني، خداوند پيامبر را تهديد مي کند که: اگر اين رسالت را عملي نکردي، همه کارهاي تو در واقع هيچ است.

حال ممکن است سوال شود پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) که دين را تبليغ کردند؛  پس عبارت "فما بلغت رسالته" (رسالت را انجام ندادي) چيست؟ پاسخ آن است که اگر ولايت نباشد، رسالت لوث مي شود. اگر امامت نباشد، قرآن تحريف معنوي مي گردد. اگر امام  از جانب خداوند در کنار کتاب الهي قرار نگيرد ، محتواي آن اجرا نمي شود. پس بالا ترين نعمتي که خدا قرار مي دهد و بوسيله آن عمر را ثمر بخش مي کند و تلاش را به نتيجه مي رساند، قرار دادن هدايت گر الهي است.

اگر تحليلي تاريخي انجام دهيم، خواهيم ديد که قرآن کتابي است، مشتمل بر مجموعه مقرراتي به عنوان فرمان، دستور العمل، تز، بايد ونبايد، حرام و حلال ، که از طرف پرودگار نازل گرديده است. اما بهره دهي و ثمر دهي اين دستور العمل ها، به دو شرط اساسي وابسته است:

  1. فهم دقيق دين خدا ونسخه الهي.

  2. اجراي دقيق اين نسخه.

عقل و نقل و تجربه ي تاريخي ثابت مي کند که اين دو شرط منهاي نظارت و امامت ولي خدا ممکن نيست ؛ قانون خدا، کتاب خدا، حرام و حلال خدا و مکتب پرودگار، در صورتي در اين عالم  سعادت، کمال و تعالي الهي ايجاد مي کند که با مقام امامت و ولايت و نظارت ولي الله همراه باشد. ما تا زماني که دين خدا رانفهميده ايم چگونه مي خواهيم از آن برخوردار شويم؟ فرض کنيد که به پزشکي مراجعه کرده ايد و ايمان داريد که پزشک درد شما را تشخيص داده است و نسخه اي که نوشته است، حساب شده مي باشد. اما نمي توانيد بفهميد که پزشک چه دستوري داده است. آيا اگر بر اساس فهم خود عمل کنيد، نتيجه مي گيريد؟

در اجراي دقيق نسخه الهي عوامل زيادي ايجاد مانع نمايد؛ پس اگر ولي الله در کنار کتاب خدا قرار نگيرد، فهم دقيق کتاب خدا ممکن نخواهد بود.

همانگونه که خداوند براي ادامه حيات جسماني ما، قلبي گذاشته است که خون را پمپاژ مي کند تا مواد غذايي لازم را به همه ي سلولها برساند و اگر قلب از کار بايستد، بدن خواهد مرد، براي هدايت جامعه نيز قلبي قرار داده است. و او امام و " ولي الله " است. خوراک جان را امام به جامعه پمپاژ مي کند. کساني که امام را نمي پذيرند حتي اگر در بالاترين سطح از علم و دانش و صنعت و تکنولوژي قرار بگيرند از جان سالمي برخوردار نيستند.

اي بشر! اگر دل به امام و ولي خدا ندادي، مثل آن است که قلبت را برداشتي و قلب مصنوعي گذاشتي. قلب مصنوعي به اندازه خودش کارآيي دارد...

 

 «برگرفته از کتاب "نقش غدير در کمال انسانها"،  نوشته: دکتر محمد اسدي گرمارودي، (با اندکي تصرف)»

+نوشته شده دردوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت12 توسط غلام عباس پشیمان|

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ

* * * * * * سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند

 رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خِیَرَةَ اللَّهِ وَابْنَ خِیَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا

رسول خدا سلام بر تو اى برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش سلام بر تو اى

بْنَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ فاطِمَةَ

فرزند امیر مؤ منان و فرزند آقاى اوصیاء سلام بر تو اى فرزند فاطمه

سَیِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ

بانوى زنان جهانیان سلام بر تو اى که خدا خونخواهیش کندو فرزند چنین کسى و اى کشته اى که انتقام

الْمَوْتُورَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکُمْ

کشته گانت نگرفتى سلام بر تو و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگى از جانب

مِنّى جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ

من سلام خدا باد همیشه تا من برجایم و برجا است شب و روز اى ابا عبداللّه

لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِکَ عَلَیْنا وَعَلى

براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظیم گشت مصیبت تو بر ما و بر

جَمیعِ اَهْلِالاِْسْلامِ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فِى السَّمواتِ عَلى

همه اهل اسلام و گران و عظیم گشت مصیبت تو در آسمانها بر

جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ

همه اهل آسمانها پس خدا لعنت کند مردمى را که ریختند شالوده ستم و بیدادگرى

عَلَیْکُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ وَاَزالَتْکُمْ عَنْ

را بر شما خاندان و خدا لعنت کند مردمى را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور کردند شما را از

مَراتِبِکُمُ الَّتى رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فیها وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْکُمْ وَلَعَنَ اللَّهُ

آن مرتبه هائى که خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود و خدا لعنت کند مردمى که شما را کشتند و خدا لعنت کند

الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْکینِ مِنْ قِتالِکُمْ بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَاِلَیْکُمْ مِنْهُمْ

آنانکه تهیه اسباب کردند براى کشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند بیزارى جویم بسوى خدا و بسوى شما

وَمِنْ اَشْیاعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ وَاَوْلِیاَّئِهِم یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ

از ایشان و از پیروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان اى اباعبداللّه من تسلیمم و در صلحم

سالَمَکُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ وَلَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ

با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با هر کس که با شما در جنگ است تا روز قیامت و خدا لعنت کند خاندان زیاد

وَآلَ مَرْوانَ وَلَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَیَّةَ قاطِبَةً وَلَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ وَلَعَنَ

و خاندان مروان را و خدا لعنت کند بنى امیه را همگى و خدا لعنت کند فرزند مرجانه (ابن زیاد) را و

اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَلَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَاَلْجَمَتْ

خدا لعنت کند عمر بن سعد را و خدا لعنت کند شمر را و خدا لعنت کند مردمى را که اسبها را زین کردند و دهنه زدند

وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِکَ بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِکَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ

و به راه افتادند براى پیکار با تو پدر و مادرم بفدایت که براستى بزرگ شد مصیبت تو بر من پس مى خواهم از

الَّذى اَکْرَمَ مَقامَکَ وَاَکْرَمَنى بِکَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ

آن خدائى که گرامى داشت مقام تو را و گرامى داشت مرا بخاطر تو که روزیم گرداند خونخواهى تو را در رکاب آن امام

مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى

یارى شده از خاندان محمد صلى اللّه علیه و آله خدایا قرار ده مرا

عِنْدَکَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ یا اَبا

نزد خودت آبرومند بوسیله حسین علیه السلام در دنیا و آخرت اى ابا

عَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَاِلى رَسُولِهِ وَاِلى امیرِالْمُؤْمِنینَ وَ اِلى فاطِمَةَ

عبداللّه من تقرب جویم به درگاه خدا و پیشگاه رسولش و امیرالمؤ منین و فاطمه

وَاِلَى الْحَسَنِ وَاِلَیْکَ بِمُوالاتِکَ وَبِالْبَراَّئَةِ [مِمَّنْ قاتَلَکَ وَ

و حسن و شما بوسیله دوستى تو و بوسیله بیزارى از کسى که با تو مقاتله کرد و

نَصَبَ لَکَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ

جنگ با تو را برپا کرد و به بیزارى جستن از کسى که شالوده ستم و ظلم

عَلَیْکُمْ وَاَبْرَءُ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ] مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِکَ وَبَنى

بر شما را ریخت و بیزارى جویم بسوى خدا و بسوى رسولش از کسى که پى ریزى کرد شالوده این کار را و پایه گذارى کرد

عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَجَرى فى ظُلْمِهِ وَجَوْرِهِ عَلَیْکُمْ وَعلى اَشْیاعِکُمْ بَرِئْتُ

بر آن بنیانش را و دنبال کرد ستم و ظلمش را بر شما و بر پیروان شما بیزارى جویم

اِلَى اللَّهِ وَاِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَاَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْکُمْ بِمُوالاتِکُمْ وَمُوالاةِ

بدرگاه خدا و به پیشگاه شما از ایشان و تقرب جویم بسوى خدا سپس بشما بوسیله دوستیتان و دوستى

وَلِیِّکُمْ وَبِالْبَر آئَةِ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ وَالنّاصِبینَ لَکُمُ الْحَرْبَ وَبِالْبَر آئَةِ

دوستان شماو به بیزارى از دشمنانتان و برپا کنندگان (و آتش افروزان ) جنگ با شما و به بیزارى

مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ

از یاران و پیروانشان من در صلح و سازشم با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با کسى که با شما

حارَبَکُمْ وَوَلِىُّ لِمَنْ والاکُمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداکُمْ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى

در جنگ است و دوستم با کسى که شما را دوست دارد و دشمنم با کسى که شما را دشمن دارد و درخواست کنم از خدائى که

اَکْرَمَنى بِمَعْرِفَتِکُمْ وَمَعْرِفَةِ اَوْلِیاَّئِکُمْ وَرَزَقَنِى الْبَراَّئَةَ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ

مرا گرامى داشت بوسیله معرفت شما و معرفت دوستانتان و روزیم کند بیزارى جستن از دشمنانتان را

اَنْ یَجْعَلَنى مَعَکُمْ فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَاَنْ یُثَبِّتَ لى عِنْدَکُمْ قَدَمَ

به اینکه قرار دهد مرا با شما در دنیا و آخرت و پابرجا دارد براى من در پیش شما گام

صِدْقٍ فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَاَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ

راست و درستى (و ثبات قدمى ) در دنیا و آخرت و از او خواهم که برساند مرا به مقام پسندیده شما

عِنْدَ اللَّهِ وَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَاِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ [بِالْحَقِّ]

در پیش خدا و روزیم کند خونخواهى شما را با امام راهنماى آشکار گویاى [به حق ]

مِنْکُمْ وَاَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّکُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَکُمْ عِنْدَهُ اَنْ یُعْطِیَنى

که از شما (خاندان ) است و از خدا خواهم به حق شما و بدان منزلتى که شما نزد او دارید که عطا کند

بِمُصابى بِکُمْ اَفْضَلَ ما یُعْطى مُصاباً بِمُصیبَتِهِ مُصیبَةً ما اَعْظَمَها

به من بوسیله مصیبتى که از ناحیه شما به من رسیده بهترین پاداشى را که مى دهد به یک مصیبت زده از مصیبتى که دیده براستى چه

وَاَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِى الاِْسْلامِ وَفى جَمیعِ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ اَللّهُمَّ

مصیبت بزرگى و چه داغ گرانى بود در اسلام و در تمام آسمانها و زمین خدایا

اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْکَ صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ

چنانم کن در اینجا که ایستاده ام از کسانى باشم که برسد بدو از ناحیه تو درود و رحمت و آمرزشى

اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَمَماتى مَماتَ

خدایا قرار ده زندگیم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ

مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَللّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبَرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ وَابْنُ آکِلَةِ

محمد و آل محمد خدایا این روز روزى است که مبارک و میمون دانستند آنرا بنى امیه و پسر آن زن

الاَْکبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ عَلى لِسانِکَ وَلِسانِ نَبِیِّکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ

جگرخوار (معاویه ) آن ملعون پسر ملعون (که لعن شده ) بر زبان تو و زبان پیامبرت که درود خدا بر او

وَآلِهِ فى کُلِّ مَوْطِنٍ وَمَوْقِفٍ وَقَفَ فیهِ نَبِیُّکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ

و آلش باد در هر جا و هر مکانى که توقف کرد در آن مکان پیامبرت صلى اللّه علیه و آله

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَبا سُفْیانَ وَمُعوِیَةَ وَ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ عَلَیْهِمْ مِنْکَ

خدایا لعنت کن ابوسفیان و معاویه و یزید بن معاویه را که لعنت بر

اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدینَ وَهذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیادٍ وَآلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ

ایشان باد از جانب تو براى همیشه و این روز روزى است که شادمان شدند به این روز دودمان زیاد و دودمان مروان بخاطر کشتنشان

الْحُسَیْنَ صَلَواتُاللَّهِ عَلَیْهِ اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَیْهِمُ اللَّعْنَ مِنْکَ وَالْعَذابَ

حضرت حسین صلوات اللّه علیه را خدایا پس چندین برابر کن بر آنها لعنت خود

[الاَْلیمَ] اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ فى هذَاالْیَوْمِ وَفى مَوْقِفى هذا

و عذاب دردناک را خدایا من تقرب جویم بسوى تو در این روز و در این جائى که هستم

وَاَیّامِ حَیوتى بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ وَبِالْمُوالاتِ لِنَبِیِّکَ وَآلِ

و در تمام دوران زندگیم به بیزارى جستن از اینها و لعنت فرستادن بر ایشان و بوسیله دوست داشتن پیامبرت و خاندان

نَبِیِّکَ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمُ اَلسَّلامُ # پس مى گوئى صد مرتبه : اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ

پیامبرت که بر او و بر ایشان سلام باد * * * * * * * * * * * خدایا لعنت کن نخستین

ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ اَللّهُمَّ

ستمگرى را که بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آخرین کسى که او را در این زور و ستم پیروى کرد خدایا

الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ وَشایَعَتْ وَبایَعَتْ وَتابَعَتْ

لعنت کن بر گروهى که پیکار کردند با حسین علیه السلام و همراهى کردند و پیمان بستند و از هم پیروى کردند

عَلى قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً پس مى گوئى صد مرتبه : اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا

براى کشتن آن حضرت خدایا لعنت کن همه آنها را * * * * * * * * * سلام بر تو اى

اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ

ابا عبداللّه و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر تو از جانب من سلام خدا باد

[اَبَداً] ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى

همیشه تا من زنده ام و برپا است شب و روز و قرار ندهد این زیارت را خداوند آخرین بار

لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلى

زیارت من از شما سلام بر حسین و بر على بن الحسین و بر

اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ # پس مى گوئى : اَللّهُمَّ خُصَّ

فرزندان حسین و بر اصحاب و یاران حسین * * * * * * خدایا مخصوص گردان

اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَالرّابِعَ

نخستین ستمگر را به لعنت من و آغاز کن بدان لعن اولى را و سپس دومى و سومى و چهارمى را

اَللّهُمَّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً وَالْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیادٍ وَابْنَ مَرْجانَةَ

خدایا لعنت کن یزید را در مرتبه پنجم و لعنت کن عبیداللّه پسر زیاد و پسر مرجانه را

وَعُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَشِمْراً وَآلَ اَبى سُفْیانَ وَآلَ زِیادٍ وَآلَ مَرْوانَ اِلى

و عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفیان و دودمان زیاد و دودمان مروان را تا

یَوْمِ الْقِیمَةِ پس به سجده مى روى ومى گوئى : اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ

روز قیامت * * * * * * * * * * * * * خدایا مخصوص تو است ستایش

الشّاکِرینَ لَکَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظیمِ رَزِیَّتى اَللّهُمَّ

سپاسگزاران تو بر مصیبت زدگى آنها، ستایش خداى را بر بزرگى مصیبتم خدایا

ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ

روزیم گردان شفاعت حسین علیه السلام را در روز ورود (به صحراى قیامت ) و ثابت بدار گام راستیم را در نزد خودت

مَعَ الْحُسَیْنِ وَاَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ  عَلَیْه ِالسَّلامُ

با حسین علیه السلام و یاران حسین آنانکه بى دریغ دادند جان خود را در راه حسین  علیه السلام

 

التماس دعا

+نوشته شده دردوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت12 توسط غلام عباس پشیمان|

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله می‏فرمایند: پروردگار عالم فرمودند: همانا علی علیه‌السلام پرچم و نشانه هدایت است، او پیشوای بندگان و دوستان من است «علی علیه‌السلام‏» نور روشنگر پیروان الهی و همان كلمه‏ای است كه بر انسان‏های متقی واجب كرده‏ام، هر كس علی علیه‌السلام را دوست دارد، مرا دوست داشته و دشمنان وی دشمنان من هستند ای پیامبر! این فضیلت را به علی علیه‌السلام خبر ده و رسول اكرم نیز خبر داد.

+نوشته شده دردوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت12 توسط غلام عباس پشیمان|